بالای‌درخت‌اگررفتی،نارگیل‌برایم‌بیاور

اگر داروین درست گفته باشه و فرگشتی تو کار باشه قاعدتا باید انگشت اشاره و شصت نسل‌های بعدی ما بدون اثر انگشت باشه. یحتمل قوز هم میشه جزئی از شاکله جسمیمون و دوباره شبیه نسل قبلیمون یعنی میمون‌ها می‌شیم....

 

جستاری در باب "...نما" و "به‌اصطلاح..."

شنیدید وقتی تماشاگرای فوتبال، نسوان سببی و نسبی داور و یا بچه‌های تیم مقابل رو مورد عنایت قرار می‌دند بهشون می‌گند "تماشاگرنما"؟ شنیدید وقتی استاد دانشگاهی کار خطایی می‌کنه می‌گند "به اصطلاح استاد"؟ یا وقتی خبرنگاری خبر دروغی مخابره می‌کنه بهش می‌گند"خبرنگارنما" یا "به اصطلاح خبرنگار"؟ یا وقتی کمش چرندی می‌نویسه می‌گند"به اصطلاح کمش"؟

به نظر من وقتی می‌گیم تماشاگرنما یعنی برای تماشاگر یه شاخصه‌های خاص مد نظر داریم و هر کس فاقد اون‌ها باشه رو از دایره تماشگری خارج می‌کنیم. یعنی ایشون تماشاگر نیست بلکه به لباس تماشاگران دراومده. در واقع برای تماشاگری و یا مشاغل و مناصب مختلف، حدی از تقدس قائلیم. اما به نظر من چنین نگاهی نمی‌تونه صحیح باشه.
به نظر من کسی که برای دیدن مسابقه وارد استادیوم میشه به تمام معنا شایسته اطلاق واژه تماشاگره و نمی‌شه چون خطایی کرد این رو ازش دریغ کنیم. در واقع تماشاگر تماشاگره حالا می‌خواد شئون اخلاقی حاکم بر جامعه رو رعایت بکنه یا نکنه. به این ترتیب ما تماشاگر منضبط داریم و تماشاگر نامنضبط. تماشاگر مودب داریم و تماشاگر بی‌مودب. تماشاگر علاقمند به ناموس داور داریم و تماشاگر نا‌علاقمند....
به همین ترتیب معلم خوب داریم و معلم بد. استاد دانشگاه با سواد داریم و استاد دانشگاه بی‌سواد. راننده تاکسی خوب داریم و راننده تاکسی بد....
به نظر من آدما خصوصیات شخصیشون رو به شغلشون می‌برند و نتیجه می‌شه ترکیبی از اون شغل و خصوصیات شخصی اون آدم.

دماغ‌عملی!!!

من نمی‌فهمم چرا بعضی از دماغ‌عمل‌نکرده‌ها، دماغ‌عملی‌ها رو مسخره می‌کنند؟ این‌که اینا شانس آوردند و ژن دماغشون به یکی از اجداد خوش‌دماغشون می‌رسه فضیلت محسوب می‌شه آیا؟
شاید بگند عدم اعتماد به نفس دماغ‌عملی‌ها رو مسخره می‌کنند اما چون نیک نظر کنند همین تمسخر نشون می‌ده خودشونم اعتماد به نفس ندارند چرا که در "عمل‌نکردن دماغ" کسب اعتبار می‌کنند. یعنی دقیقا کاری که دماغ‌عملی با "عمل کردن دماغ" انجام داده... بنابراین فی‌المجلس عاجزانه ازشون خواهشمند می‌شم لطفا فروش فخر اصالت دماغشون رو متوقف کنند خواهشن.

 

بای‌بای‌‌‌ هندونه

از وقتی فهمیدم برای تولید هر کیلو هندونه 300 تا 500 لیتر آب مصرف می‌شه، دستم به خریدش نرفته. تصمیم دارم مصرف هندونه رو به حداقل ممکن برسونم.

 

 

خونسار از نگاه من

مدتی قبل دوست عزیزم شهاب خان میرشفیعی دستور دادند نظرم رو درباره خونسار براشون بنویسم. من هم به روی تخم چشم‌ گویان اطاعت کردم و با اجازشون همین‌جا در منظر عموم پاسخ می‌دم. فقط خیلی طولانیه برای همین تو ادامه مطلب گذاشتم تا کسی که علاقه نداره سرش درد نگیره بندازه گردن من.

  

ادامه نوشته

می‌دونید چی شد؟


برای دخترم یه سی‌دی کارتون گذاشتم تو دستگاه، دیدم پخش نمی‌شه. درش آوردم و دیدم خیلی خش داره. یاد یه مطلب اینترنتی افتادم؛ پاک کردن خش سی‌دی با خمیر دندان. یه کم خمیر دندون ریختم روی سی‌دی و با یه مسواک افتادم به جونش....
آره با یه مسواک! یه مسواک زبر!!!!
سی دی رو که شستم دیدم دیگه چیزی جز خش روش دیده نمی‌شه! نمی‌دونم چرا اصلا به عقلم نرسید که این مسواک سی‌دی رو داغون می‌کنه. مغزم بای‌دیفالت ابزار استفاده از خمیر دندون رو مسواک می‌دونست...
مغز گاهی خودش برای خودش تصمیم می‌گیره....