تست

میگند کامنت‎دونی این‎جا کار نمی‎کنه!

راس میگند؟




ای بابا!!!

بابا ما تحمل این همه شادی رو نداریم یه کم رعایت کنید تو رو خدا...




انتخابات تموم شد...

انتخابات تموم شد. ما بردیم. شاد شدیم و انرژی متراکم تو فکر و ذهنمون رو هم تخلیه کردیم. هیچ مانعی هم نداشتیم. حتی تجمع بدون مجوز قانونی برگزار کردیم و مراجع قانونی هم رعایت هیجانات رو کردند و زیر سیبیلی رد کردند... 
...
اما تصور نکنیم کسی باخته. این تصور اولین مانع اصلاحاته. دوستانی که به کاندیدای ما رای ندادند هم ایرانی هستند. اون‎ها هم سهمی از این کشور دارند. اگر ما "جنبه" و "اخلاق" برد داشته باشیم در دورهای بعد هم پیروزیم. 
به نظرم اولین وظیفه اصلاحی ما اینه که تلاش کنیم تعداد آراء دور بعد کاندیدامون بیشتر بشه. و این ممکن نیست مگر با احترام به اختلافات و تلاش برای "هم‎دلی" و یا دست کم "هم‎گامی". اون‎قدر کارهای نکرده روی زمین مونده که هیچ انرژی اضافه‎ای برای شاخ شونه کشیدن نداریم. به هم کمک کنیم تا اختلافات، دشمنی نیارند...




انتخاب انتخاب ...

خیلی خوشحالم که شش نفر از نوزده کاندیدای شورای شهر وبلاگ دارند. در دوره قبل فقط آقای دهاقین وبلاگ داشتند. به نظر من این یه پیشرفت خوب  محسوب می‎شه. این کاندیداها با همین یک کار نشون دادند که یک قدم از بقیه جلوترند. کسی که وبلاگ می‎نویسه یعنی پا به عصر جریان اطلاعات گذاشته. بعنی شهامت زندگی در اتاق شیشه‎ای و شهامت در معرض نقد قرار گرفتن رو داره. این یعنی از اعتماد به نفس کافی برای مواجهه با نظرات دیگران برخورداره...
...

چند روز پیش این سوالات رو برای تمام این دوستان فرستادم:

1 - از نظر شما "حقوق شهروندی" شامل چه حقوقی می‎شود؟
2 - آیا معتقد به اطلاع رسانی شفاف به مردم هستید؟ در این زمینه دقیقا چه برنامه‎ای دارید؟ اگر اعضای شورا تصویب کنند که مذاکرات شورا محرمانه بماند آیا شما این مصوبه را قانونی می‌دانید و به آن عمل می‎کنید؟
3 - نظرتان درباره برگزاری علنی جلسات شورای شهر چیست؟
4 - آیا حاضرید برنامه و بودجه شهر را در ابتدای سال و قبل از اجرا منتشر کنید؟
5 - برای اطلاع از نظرات مردم دقیقا چه برنامه‎ای دارید؟ کانال ارتباطی شما با مردم چیست؟
6 - نظر شما درباره ادامه کار آقای شفعتی در مدیریت شهرداری چیست؟



بیشتر دوستان هم زحمت کشیدند و پاسخ دادند. این پاسخ‎ها حاوی نکات جالبی هستند که می‎تونند به انتخاب کمک کنند و البته اینجا هم ثبت می‎شند تا ملاکی باشند برای سنجش عملکرد این عزیزان در صورت راهیابی به شورا.
ضمن تشکر از تک تک این عزیزان، پاسخ‎ها رو در ادامه مطلب تقدیم می‎کنم. نظر خودم رو هم در آخر هر پاسخ عرض کردم.



پ.ن: به نظرم صرفا با یک سوال و جواب نمی‎شه به کسی رای داد اما این سوال و جواب می‎تونه سطح دانش و بینش افراد رو نشون بده. و البته میزان شفافیت و احترام به مخاطب و... رو.
با توجه به سوال و جوابی که با اون‎ها داشتم به این عزیزان رای می‎دم:

آقای جواد عصاری
خانم منیره کامران
آقای کامران میرمحمدی

و با اطلاعات دیگری که از جامعه کسب می‎کنم چهار نفر بعد رو هم انتخاب می‎کنم.

و البته به آقای حسن روحانی هم رای می‎دم؛ رای به اعتدال و اصلاح امور...
ادامه نوشته

ناسیونالیسم!

محمودی خونساری، ادیب خونساری، بنان، شجریان، کلاپتون، کوهن، یانی، ونجلیس، فرهادی، گیبسون، شکیبایی، همینگوی، حاتمی‌کیا، مجیدی، میرباقری، انتظامی، کوندرا، تولستوی، برتولچی، آنجلوپولوس، گوته، الیوت، بخشی، حافظ، سعدی... و صدها هنرمند و متفکر دیگه مورد تکریم من هستند چون هنر و تفکر انسان‌ساز و روح‌افزا تولید کردند و چیزی به من یاد دادند.
ادیسون، انیشتین، نوبل، خوارزمی، ابن سینا، نیوتون، گالیله، ابوریحان، لاوازیه، آدام اسمیت، ماری کوری، پاستور،  و دیگر دانشمندان معروف و گمنام، مورد احترام من هستند چون زندگی من رو آسون‌تر کردند.
...
برای من برق مهمه نه ملیت ادیسون، نسبیت مهمه نه ملیت انیشتین، فلسفه ابن سینا مهمه نه ملیت ابن سینا، صدای روح‎افزا مهمه نه ملیت بنان و شجریان، مفهوم عمیق جدایی نادر از سیمین مهمه نه ملیت فرهادی و نه حتی اسکار گرفتنش...
...
به نظرم یاد کردن از بزرگان و تکریم اونها خوبه اگر مشوقی برای ادامه اون راه باشه اما افتخار به بزرگان نوعی پنهان شدن پشت نام اونهاست. نوعی تخدیر حتی. خوابیدن و یا خود رو به خواب زدن و غرق شدن در رویای شیرین من آنم که رستم بود پهلوان...
...
خونسار امروز حاصل زحمات خونساری‎های دیروز و امروزه و ایران امروز حاصل زحمات ایرانیان دیروز و امروز...

برای بیدار شدن ابتدا باید بپذیریم که خوابیم و بعد ملزومات بیداری رو فراهم کنیم و اولین نیاز بیداری، دانستن و شناخته. ابتدا شناخت خود و بعد شناخت جهان؛ شاید چند نسل بعد بتونیم باز هم ابن سینا و خوارزمی تولید کنیم و محمودی خونساری...




ظرف‎بازی

گاهی وقت‎ها یه محصول رو به خاطر قشنگی ظرفش می‎خرم؛ شکلات صبحونه، سس، مربا، چای، نسکافه...
الآن خیلی از ادویه‎جات خونه تو ظرفای اجق وجق و جورواجوره...



پ.ن: نمی‎دونم املای اجق وجق درسته یا نه؟





تو رو  سننن؟ ... منو سننن؟

آخه به من چه که تو کی هستی؟
به من چه که تو چه کاره‎ای و چند نفر زیر دستت کار می‎کنند؟
به من چه که مدرکت چیه و رشته تحصیلیت کدومه؟
به من چه که شرایط زندگی و کارت چیه؟
به من چه که چرا تو این شرایط ادامه تحصیل می‎دی؟
به من چه که شبا ساعت چند کپه مرگتو زمین می‎ذاری؟
...

آخه به تو چه که اسم من چیه؟
به تو چه که چه کاره هستم؟
به تو چه که مدرکم چیه؟
به تو چه که این وقت شب این‌جا چیکار می‎کنم؟
به تو چه که چرا درس نخوندم؟
...

تو دهنتو ببند و به موسیقی زیبایی که برات گذاشتم گوش کن.
تو که این‌قدر عرق می‌کنی یه مام تو کیفت داشته باش.
تو وقتی بیرون میری سیر نخور.
تو...
لا اله الا الله...
شیطونه می‎گه یه چیزی بگم بهشا...



پ.ن:
1 - دیدم تو جاده گیر کرده، گفتم گناه داره، ماشین گیرش نمیاد، سوارش کردم.
2 - بهش گفتم فامیلم دربندی زاده اصل منشه. تا سوم راهنمایی هم بیشتر نخوندم و زود افتادم کف بازار دنبال پول.
 
ولی فکر کنم فهمید بهش دروغ گفتم...
به نظرتون کارم غیر اخلاقی بود؟ نبود؟ هر دو گزینه؟ هیچکدام؟




نمی‎دونم!

تا حالا دیدید کارشناسای تلوزیون تو جواب مجری بگند "نمی‎دونم"؟

غیرکارشناسای رسانه‎ای  چی؟ 

بقیه مردم چی؟

دوستا، آشناها، خانواده؟

اصلا تا حالا "نمی‎دونم" به گوشتون خورده؟

...


مدتیه تمرین "نمی‎دونم" می‎کنم.




روز پدر

آقای صاحبی تو خونسار انسانی مشهور و معتبر و دوست داشتنی هستند. ذکر خیرشون رو چندین جا شنیدم. متاسفانه تقدیر فرصت مواجهه و آشنایی بیشتر رو رقم نزد. اما ویژگی‌های خاص دوستمون علی آقا به خوبی نشون می‌ده که چه پدری داشته. تنها پدری فهیم می‌تونه فرزندی فهیم و اهل نظر و اهل هنر تربیت کنه.

دوست عزیزم از صمیم قلب تسلیت می‎گم و امیدوارم این روزهای سنگینی و غمگینی زودتر بگذره و یاد پدر مثل همیشه دلت رو شاد کنه. 

و مگر آدمی چیست جز یاد...